به گزارش سراج24؛ موقعیتی که او در آن قرار گرفته، نه جبر محض است و نه صرفاً محدودیت؛ بستری است که امکانهای انتخاب را فراهم میکند، اما شرط کافی نیست. آزادی انسان و انتخابگری او رهایی از موقعیت نیست؛ نسبت آگاهانه با موقعیت و گشودن امکانهای تازه در دل آن است. از اینرو، انسان هم محصول موقعیت است و هم سازندهٔ آن و فرا رونده از آن.
سرگردانی او در انتخاب و تردید نسبت به آینده نشانه ضعف یا شکست نیست؛ نشانه بیداری، پرسشگری و آغاز جستجوگری معناست. البته این سرگردانی تنها زمانی سازنده است که به پرسش، انتخاب و حرکت تبدیل شود؛ نه به تعلیق، انفعال و فرسودگی. سرگردانی اگر مدیریت نشود، به اضطراب در انتخاب، ترس از اشتباه، مطلقگرایی، مقایسه با دیگران و انتظار انتخاب بینقص بدل میشود و طلبه و دانشجو را از حرکت باز میدارد.
دانشجو باید بداند که در مسیر صیرورت و شدن دائمی است. انسان یک بار برای همیشه ساخته نمیشود؛ با هر انتخاب، تجربه، خطا و اصلاح، از نو شکل میگیرد و امکانهایی برای او آشکار میشود. بنابراین مقصد، نقطهای ثابت و پایانبخش نیست که از ابتدا ملزم به شناخت و تعیین همه مراحل و نقطه پایانی باشد؛ بلکه مجموعهای از مراحل و منزلگاههایی است که به تدریج آشکار میشود و تعین مییابد. او باید از میان امکانهای موجود، با امید و تعقل، یکی را انتخاب کند، منزلی را طی کند، سپس برای منزل بعدی فکر، انتخاب و حرکت کند. این چرخهای تمام نشدنی در زندگی است «فکر، انتخاب، حرکت، بازخورد، اصلاح و ادامه» همان صیرورت و حرکت مداوم است.
انتخاب مقصد و تعیین آینده بر عناصر متعددی استوار است. از جمله ۱. بر فهم صحیح گذشتهای که طی کرده است که به این مرحله رسیده است، ۲. درک نعمتهای الهی و توفیقاتی که شامل حالش شده است، ۳. شناخت مسیری که باید پیموده شود. اگر این امور درست فهم شود، روشن میشود که مسیر آینده نیز از حیث اصول و ارزشهای بنیادین ادامه همان مسیری است که طی کرده است؛ اما این تداوم به معنای تکرار همه روشها و سیاستها نیست. انسان باید خلأها و کمبودهای گذشته خود را با معیارهای روشن شناسایی کند؛ معیارهایی چون وفاداری به ارزشها، کارآمدی، مسئولیتپذیری، استقلال و کرامت انسانی. سپس آنها را جبران کند و در عین قدرشناسی از فرصتها، بیش از گذشته به لطف و عنایت خداوند امیدوار باشد.
از منظر راهبردی، مشکل اصلی طلبه و دانشجوی سرگردان فقط «نبود گزینه» نیست؛ بلکه غالباً «نبود وضوح آرمانی و ارزشی»، «نبود تصور از امکانها و فرصتها» و «نبود توان بهرهگیری از امکانها و فرصتها» در بستر موقعیتی که در آن قرار گرفته است.
هدفگذاری با روشنسازی ارزشها، شناخت استعدادها، مشورت با دیگران، بهرهگیری از تجربههای کوچک و بازخورد مستمر ممکن میشود.
دانشجو باید بپذیرد که عدم قطعیت نسبت به آینده در مسیر حرکت، بخشی از زندگی است و انتخاب کامل و بیخطا در همه موقعیتها چندان پیشبینی پذیر نیست. انتخاب خوب، انتخابی است که جهتدهنده، قابل اصلاح و همراستا با ارزشها و استعدادهای او باشد. او میتواند با خودآگاهی و خود مراقبتی، مسئولیتپذیری را حفظ کند؛ با مشورت و تجربه، خطا را کاهش دهد؛ و با امید، از سرگردانی در تصمیم بیرون بیاید.
امید در این مسیر، به معنای اطمینان از نتیجه نیست؛ به معنای باور به امکان بهتر شدن و توان حرکت است. امید، نه خیالپردازی، بلکه ترکیب هدف، راه و انگیزه است. دانشجو با امید میتواند از میان امکانهای موجود دست به انتخاب بزند، یک منزل را طی کند و سپس برای منزل بعدی بیندیشد.
اگر دانشجو بفهمد که مورد الطاف الهی بوده و در پرتو آن توانسته است تا امروز مسیر را طی کند، و بتواند از آینده پرسش کند؛ و اگر قدر نعمت انقلاب و جمهوری اسلامی ایران و ارزش وطن را بداند و بداند که هر تلاش خالصانه، قانونی و اخلاقی که واقعاً به اعتلای نظام و کشور بینجامد، یک جهاد است، آنگاه از موقعیتها بهترین استفاده را میکند تا کشور خود را بسازد و از الطاف بیشتر الهی برخوردار شود.
در این نگاه، «اعتلای نظام و کشور» به معنای پیشرفت مادی و معنوی، تقویت عدالت، استقلال، آزادی مسئولانه، رفاه عمومی و جایگاه عزتمند در جهان است؛ نه صرفاً هر اقدام یا شعار. بنابراین، جهاد تنها نامی برای هر تلاش نیست؛ بلکه تلاشی است هدفمند، مسئولانه و در چارچوب قانون و اخلاق الهی که به بهبود واقعی وضعیت مردم و تقویت نظام اسلامی منتهی شود.در این موقعیت هر انتخاب و تلاشی، موجب رستگاری و آینده به خیری است.



